مشاوره ..مشاوره..مشاوره
این پست ثابت می باشد. دراینجا سوالات خودرا مطرح و پاسخ خود را دریافت نمائید.
ج امید احمدی :در مورد روابط:
اول اینکه خودت را محدود نکن ..یعنی وقتی میخای با یه نفر ارتباط برقرار کنی اگه طرف مقابلت روی خوش نشون نداد سری دپرس نشو ... برو و سعی کن با یکی دیگه ارتباط برقرار کنی
سعی کن یک وجه اشتراک بین خودت و طرف مقابلت پیدا کنی .. مثلا اتفاق نظر در مورد یک تیم فوتبال یا یک دسته سیاسی... در ارتباط برقرار کردن با دیگران هم همینطور برایه ارتباط موثر یک موضوعی را برای صحبت پیدا کن و درموردش اظهار نظر کن.. مثلا آب و هوا یا وضعیت شهریه دانشگاه و...
سعی کن تو ارتباط اولیه خودت را معرفی کنی تا طرف مقابلت بهت اعتماد کنه .. مثلا اسمت سنت مدرک تحصیلیت را بگو یا هر چیز دیگه ... معرفی تو ارتباط اولیه خیلی تاثیر داره
همیشه سعی کن ظاهر بسیار مرتب و شیکی داشته باشی چون معمولا مردم جذب افراد مرتب و شیکپوش میشن
ضمنا در ارتباط اولت مخصوصا با جنس مخالف زیاده روی نکن چون ممکنه درموردت بدفکر کنن ... بزار کم کم ارتباطت قوی بشه بعد زیاده گویی کن..
همیشه به طرف مقابلت بگو که آشنایی با شما باعث خوشحالی من بود تا تداعی مناسبی از شما تو ذهنش باقی بمونه
چون میدونم خجالتی هستی حتما در برقراری ارتباط چشمی با طرف مقابلت دقت کن.. ارتباط چشمی قوی داشته باش.. برقراری ارتباط چشمی هم به ظرفیت طرف مقابلت بستگی داره خیلی ها در برخورد اول از ارتباط زیاد چشمی خوششون نمیاد .. این را دیگه باید خودت بفهمی
سعی کن توی صحبتات خشک نباشی .. الفاظ و جمله های خنده دار هم بگو .. شوخ طبع باش.. از طرف مقابلت تعریف کن.. دروغ نگو اگه مثلا موهاش بد بود نگو چقدر موهات قشنگه از وجه زیباش تعریف کن
و مهم تر از همه سعی کن به دیگران اعتماد کنی .. البته نه همون دفعه اول سری همه چیزه زندگیت را براش رو کنی وقتی که یه خورده باهاش ارتباط برقرار کردی بهش بفهمون که بهش اعتماد داری.. چون رمز رابطه پایدار اعتماد موثر و در نتیجه کسب اعتماد متقابله
برای کنترل عصبانیتت
اول اینکه حتما ورزش کن چون ورزش تو کنترل عصبانیت خیلی موثره..ورزشهای هوازی مثل ایروبیک ..دویدن.. شنا .. وکلا هر ورزشی که آرام و بدون خشونته..
..دوچرخه سواری یک بار تو هفته خیلی میتونه در تعدی اعصاب موثر باشه.. پیاده روی هم خیلی خوبه توی پارک نه توی بازار
به عقیده روانشناسان اسلامی صحبت با خدا خیلی میتونه روی ارامش انسان تاثیر بزاره به خاطر همین سعی کن نمازت را بخونی و به زیارت ارامگاه ها بری.. این رفتار در ارامش روحی خیلی موثره..
.مطالعه زیاد داشته باش .. کتاب خوندن میتونه خشم و عصبانیت را کنترل کنه ... چون ذهن را متمرکز میکنه و مانع این میشه که به افکار استرس زا و تحریک کننده فکر کنه..
.
بیکار نباش.. بیکاری باعث میشه ادم خیال پردازی کنه و به چیزای منفی فکر کنه.. برو کلاسای هنری به دیگران اموزش بده ..اگرم مشکل مالی تو تامین کلاسا داری تماشا کردن گلهای زیبا، درخت ها، سبزی چمنها و آبی آسمان، نظاره کردن جریان یک آب روان و حتی تماشای یک فیلم شاد یا فیلم مورد علاقه در کاهش خشم موثره
و مهمتر از همه از فنون ریلکس تراپی هم استفاده کن .. کتاب فنون ریلکس تراپی انتشارات شهراب تهران را تهیه کن و بخون خیلی کتاب مفیدیه و میتونه بهت کمک کنه
در مورد اضطرابت
اگه منشا جسمی نداره و زیاد حاد نیست میشه کنترلشون کنی ولی اگه حاد باشه باید بنزودیازپین مصرف کنی که اون باید زیر نظر پزشک باشه
اگه بتونی کتاب فنون ریلکس تراپی را تهیه کنی بهترین منبع برای کنترل اضطرابه.. چون بحث اضطراب بحث درمانی هستش نمیشه راه و روش داد باید تکنیک ارائه بدم و اجرا کنی به خاطر همین اون کتاب بهترین روش برای کنترل اضطرابته
در مورد مشکل افسردگیت
با این راهکارهایی که ارائه دادم مطمئنا حل میشه.. اصلا دارو مصرف نکن چون عوارض داره و معتادت میکنه و هیچ جنبه درمانی هم نداره..دارو برای افراد مسن و موردهای شدید افسردگیه نه شما..
در مورد مشکل مالی
سعی کن مسلط باشی..میدونم درد بی پولی بد دردیه.. ولی باید کنترل اعصابت را حفظ کنی و امید داشته باشی .. اول اینکه به خدا توکل کن و برو دنبال کار بگرد حتما یه کار مناسب پیدا میکنی.. اینم بگم چون تو فشار مالی هستی اینی که حتما یه کاری پیدا کنی که با روحیاتت مچ باشه را فعلا از ذهنت بیرون کن.. موقت سر اولین کاری که پیدا کردی برو حتی اگه از لحاظ دستمزدی هم مناسب نباشه بعدش میتونی با ارامش فکری مناسب تری بگردی و یه کار خوب پیدا کنی.
بازم اگه مورد و یا مشکلی بود برام ایمیل بزن..
۱۲-دکتر ....:
من فرزند آخر یه خونواده ی 7 نفره هستم...البته مثل بقیه بچه های ته تغاری نبودم و نیستم یعنی اینجوری بار نیومدم...پدر و مادر خیلی خوب و زحمتکشی دارم که آرزوشون موفقیت بچه هاشونه..ولی انگار متاسفانه راه درست تشویق و تنبیه رو نمیدونن...به هر حال من الان دانشجوی ///هستم(شکر خدا)...از موقعی که رفتم دانشگاه با آدمای جدیدی آشنا شدم که به نظرات و عقاید من از نظر خانوادگی و رفتاری نزدیکتر بودن...راستش نمیدونم احساس میکنم کمبود محبتی رو که شاید یاذگار دوران کودکی و بلوغم بود رو با خودم به دانشگاه آوردم....همیشه دوست داشتم با یکی از دوستام صمیمی تر باشم و حرفای خصوصیم رو به اون بگم...حدود 1 ماه بعد از دانشگاه طی ماجراهایی من .////رو پیدا کردم...از همون اول احساس میکردم که میتونیم دوستای خوبی واسه هم بمونیم...محبتهای من به////شروع شد و روز به روز ما با هم صمیمی تر و من به /// وابسته تر شدم...خیلی چیزا در مورد احساساتم و خونوادم بهش گفتم...البته ائن هم همینطور...یکی از خصوصی ترین رازهای خونوادگیشونو به من گفت و هر احساسی که داشت و حرفایی که بین خودش و دوست پسرش که الان شوهرشه رو به من میگفت...ولی....من الان احساس میکنم اگه بهش چیزی نگم بهتره..دوست ندارم بد فکر کنه در موردم...احساس میکنم /// دیگه از من جدا شده...من کلی گریه کردم قبل و بعد از ///...احساس میکنم هیچ وقت نمیتونم هیچ دوست خوبی واسه خودم داشته باشم...کسی که وقتی در مورد هرچی باهاش صحبت کنم نظرش در موردم عوض نشه و درکم کنه....من از رابطه // و ///(شوهرش)خیلی خوشم میاد و هردوشونو خیلی دوست دارم....یه موضوع دیگه ای هم که هست من از طرز فکر . رفتار خونواده ///خوشم میاد...در واقع از خونواده خودم راضی نیستم....دوست داشتم پدر و مادرم مثل مامان بابای /// فکر کنن...نمیدونم چیکار کنم...ترم بعد با کی دردودل بکنم؟...روش زندگیمو بر چه اساسی بذارم؟...خوشحال میشم غیر کلیشه ایی کمکم کنید...
ج امید احمدی :سلام ///جان...توضیحات مختصر و مفیدی دررابطه با فضای خانوادگیتون دادید.. این که فرزند میانه خانواده هستید و سطح انتظارات در مورد شما معمولا خیلی کمتر از فرزند اول و اخر هست و به همین دلیل توجه و ابراز محبت تا حدودی کمتر میشه که عمده مشکل هم همین ازدیاد فرزند هاست که باعث میشه پدر یا مادر به مسائل عاطفی فرزندان کمتر توجه کنند ولی همین که اونها را زحمتکش می دونید و متعهد نسبت به خانواده می تونه نشانه این باشه که در حق خانواده کوتاهی نکردن ..شاید با مشکلات مالی مواجه باشید و یا مسائل عاطفی ولی این ها دلیل بر این نمیشه که خانواده ///را بر خانواده خودتون ترجیح بدید.. شاید ابراز محبت ها و توجه ها د رخانواده /// بیشتر باشه ولی دلیل بر این نیست که می تونه یک خانواده ایده ال تلقی بشه .. بر فرض این که تمام معیار ها را هم داشته باشه باز هم شما نمیتونید عضوی از خانواده اونها باشید شما متعلق به خانواده خودتون هستید و باید به اونها افتخار کنید..پدر و مادری دارید که برای شما زحمت کشیدن و شما را به این جایگاه رسوندن ..در رابطه هاتون مقداری بی اعتمادی توام با اضطراب وجود داره .. شاید // ازدواج کرده و مثل سابق نمیتونید در کنار هم باشید... ولی هنوز هم دوست شماست و به شما احتیاج داره.. همه حرف ها و دردل ها رانمیشه به همسر گفت.. یک دوست در جایگاه خودش میتونه یک تکیه گاه قوی باشه...ازدواج کردن اون دلیلی بر این نمیشه که به شما بی توجه باشه و یا شما احساس کنید چون همسر داره دیگه به دوست نیازی نداره... اون هنوز هم مثل سابق دوست شماست.. در کنار شما هست و شما هم باید در کنار اون باشید...
شما الان یک دانشجوی /// هستید.. یک خانم /// با اینده ای تضمین شده.. فردی که میتونه برای خودش و اجتماعش مفید باشه...آینده شما تامین کننده همه خواسته ها و کاستی های امروز شماست...تا جایی که می تونید روی درستون تمرکز کنید و فقط به ایندتون فکر کنید ..برای رابطه داشتن فرصت نامحدوده... الان تنها کاری که باید بکنی اینه که روی درستون تمرکز کنید-رابطه تون را با ///قطع نکنید شاید یه مقداری مثل سابق باسه شما وقت نداشته باشه ولی هنوز هم دوست شماست و یک دوست واقعی باید در تمام مراحل زندگی در کنار دوستش باشه-سعی کنید با خانواده خودتون ارتباط عاطفی صمیمانه تری برقرار کنید اگه اونها به دلیل مشکلات زندگی نتونستن اونطور که باید به شما از لحاظ عاطفی توجه کنن شما با ابراز محبت به اونها این خلاء را پر کنید- اگر به هر دلیلی خواستید یک رابطه برقرا کنید(با جنس مخالف) تمام جوانب اون را بسنجید صرف این مورد که الان تنها هستید و نیاز به کسی دارید که درکنارش باشید، شما را درک کنه دست به اتنخاب نزنید معقولانه فکر کنید و احساسی تصمیم نگیرید-ادراک نیازمند درک متقابل هست وقتی شما در رابطتون طرف مقابلتون را درک کنید اون هم به طبع شما را درک میکنه همینطور که // شما را درک میکنه و شما //را.. همانطور که تونستید یک دوست مثل // پیدا کنید که با شما همراه باشه بازم میتونید یکی دیگه را پیدا کنید که از لحاظ احساسی به شما نزدیک باشه....
بازم اگه با مشکلی مواجه شدی برام پیام بزار...
موفق باشی![]()
۱۱-شاپرک:
سلام ممنونم از لطفتون
من که شناخت کاملی ازشون دادم تا چه اندازه دوباره میخواین نمیدونم ولی من ایمیل ندارم ! میتونم وب سایتمو بدم خصوصی برام بفرستین
امید احمدی: سلام ..با ید بدونیم که خواهر شما ترنس سکسشوال هست یا دچار بحران هویت جنسی اجتماعی شده ... اگه مورد اول باشه احتیاج به درمان داره و اگه مورد دوم باشه نیاز به مشاوره.. تو کامنت بعدی حتما ادرس را بزارید...
۱۰-شاپرک:
سلام من خواهری 16 ساله دارم که در نمازهاش فقط گریه میکنه که چرا دختر شده و تا سن 13 سالگی این احساس رو نداشت اما از سن 14 سالگی اغلب رفتارهای دخترانه در خواهرم کم رنگتر شده و به جایی رسیده که با پوشیدن لباسهای پسرانه احساس آرامش میکنه و تا حالا با دختر دوست نشده چون وقتی باهاشون دوست میشه تا جایی ابراز علاقه بهشون نشون میده که دوستاش ازشون فرار میکنن تا حالا با پسری دوست نبوده به خاط
مشاوره تحصیلی ویژه دانشجویان روانشناسی